نظرات (7)

این بخش جدید از شهر سخت‌افزار، خارج از دنیای تکنولوژی به صورت کوتاه به زندگی می‌پردازد. زندگی‌ای که گاهی میان دنیای رنگارنگ تکنولوژی‌ها گمش می‌کنیم.


 

 

اگر چه شاید این پست بی‌ارتباط با تکنولوژی نبود، ولی از دیدگاه دیگری به این قضیه می‌پردازد.

باعث خوشحالی ماست اگر نظرتان را بدانیم.

نظر خود را بنویسید...
شما مهمان هستید ( ثبت نام؟ )
ارسال نظر بدون عضویت در سایت
در حال بارگذاری نظرات... به‌روزرسانی نظرات پس از 00:00.
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    خیلی موضوع خوبی انتخاب شده ...

    پیشنهاد میکنم اینم ببینید :

    http://www.shahrsakhtafzar.com/img2/images/52415103341765585362.jpg

    مشابه همین هست . چیزی که باعث میشه آدم ها نتونند حرکت خاصی انجام بدند برای شروع های خاص اینه که معمولاً نمیخواند ریسک از دست دادن خیلی از چیز ها را بپذیرند ...

    در حالی که توی یک گلدون پر با گل های نامطلوب گل های جدید و تازه ای کاشت ...
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    جالب‌ترین افرادی را که در زندگی‌ام شناخته‌ام در 22 سالگی نمی‌دانستند می‌خواهند با زندگی‌شان چه کنند.
    برخی از جالب‌ترین چهل ساله‌هایی هم که می‌شناسم هنوز نمی‌دانند!

    (Kurt Vonnegut، نویسنده آمریکایی)
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    مرسی از مطلب خوبتون. یکم امیدوار شدم.27 سالمه تازه شروع بکار کردم ،هیچ پس اندازی ندارم. حقوقمم وزارت کاریه. اما با این حال با مشکلات میجنگم.
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    منم خیلی چیزا هست که از همین سن 24 سالگیم میخوام شروع کنم و میدونم که هیچ وقت دیر نیست.
    تا شقایق هست زندگی باید کرد ...
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    الان هم کارم هم خوبه هم در امدم فقط ازدواج نکردم بارها اقدام کردم ولی شکست خوردم اون هم به خاطر
    مشکلات و رفتارهای خارج از عرفی که تو این سالها بین دختران بسیار باب شده و دوستی ها و بی بندی باریها و توقعات بالای یکسریشون


    ولی خوب خدا بزرگه هر کس خودش میدونه چقدر تو زندگیش تلاش تداوم تو کارش داشته و خداوند هم برحسب همون تلاش و زحمت و برنامه ریزی و ثبات قدمی که در کارش داشته بهش از ارج مقام میده
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    من تو 24 سالگی از خدمت اومدم با 55 واحد مونده تا دیپلم بگیرم (ریاضی ام رو 1.5 گرفتم !!! با ارفاق قبولم کردن تا دیپلم بگیرم)

    25 سالگی شبانه تازه دیپلم گرفتم

    همون سال دانشگاه ازاد شرکت کردم برا فوق دیپلم قبول شدم 27 سالگی فوق دیپلم رو تموم کردم و همون ترم بعدش لیسانس دولتی قبول شدم و رفتم لیسانس تو 30 سالگی لیسانس رو تموم کردم (ریاضیت انتگرال و دیفرانسیل رو با 18.5 پاس کردم و تمام دروس مربوط به ریاضی رو با نمره بالای 16 قبول شدم تو دانشگاه) و پشت بندش فوق لیسانس تهران دولتی قبول شدم با رتبه بالا و الان ترم اخر فوق لیسانس هستم تمام این 7 سال دوران دانشگاه رو من شب ها کار میکردن از 5 بعد از ظهر تا 6 فردا صبح و روزها درس میخوندم هفته ای دو سه بار اونم 3-4 ساعت خانواده ام میدیم ساکن تهران محل کار تهران دانشگاهمم تهران بود اما وقتم کم بود تمام روزهای هفته رو میرفتم سرکار حتی عاشورا سیزده بدر و جمعها و ..... (بارها تو این سالها از شدت فشار و سختی کار و کم خوابی اشک تو چشام جمع شد و دلم به حال خودم میسوخت ولی انجامش دادم)
  • این نظر هنوز منتشر نشده است.
    · حدود 12 سال قبل
    هیچ وقت دیر نیست
    من الان 22 سالمه ... خیلی دیر شروع کردم برای هدفم .... اما خوشحالم که شروع کردم.
    اگر 42 سالم هم بود و تصمیم به پیشرفت میگرفتم قطعا شروع میکردم و تا آخرش میرفتم.
    حیف که تو دنیای کامپیوتر پایانی وجود نداره